تبليغاتX
:: یا مهدی(ص) ::

 



امين مكه، هراسان و شتابان از غار بيرون مي‌زند؛ لرزان و تب‌زده از صخره‌ها سرازير مي‌شود. هنوز در سيطره پيامي است كه از عرش گرفته است؛ همچنان با خود نجوا مي‌كند: اقرا باسم ربك الذي خلق ... و خود را به خانه خديجه مي‌رساند. سر بربالين مي‌گذارد و همسرش در اضطراب كه اين چه حديثي است و حضرت حق در چه تدبيري؟

چهره آرام محمد و چشمان مهربان امين مردم مكه آن نيست كه هميشه در بازگشت از غار حرا مي‌ديد. خديجه سرشار از سوال مي‌شود؛ اما محمد جامه در خود پيچيده‌اي است براي تنها شدن با نشانه‌اي كه در حرا شنيده است.

نشانه‌اي از يك اتفاق بزرگ براي رسالتي بزرگ‌تر. ادراك پيام الهي، جسم و روح محمد را درنورديده و خستگي سنگيني به عظمت يك مسووليت او را تكان داده است.

نشانه‌ها حكايت از آن دارد كه پروردگار بار ديگر امانتي را بر شانه‌اي از آدميان عرضه كرده و انساني اُمي را به تكرار اين نشانه برانگيخته است. پس كدام شانه براي برداشتن امانت الهي سزاوارتر از مردي كه در جمع مكيان به امين شهره است.

هنوز تكانه‌هاي نشان اول بر اندام محمد باقي است كه لرزه‌هاي بعدي بر مصطفاي الهي فرود مي‌آيد: يا ايها المدثر ... اي جامه بر خود پيچيده! برخيز و انذار بده ...

محمد، بر مي‌خيزد؛ رسالت آغاز و رحمت بر عالم هديه شده است. رحمتي كه با نشانه‌اي ديگر بر جهان ظلمت‌زده و تسليم در برابر شرك و چندگانه‌پرستي: قولوا لااله الا الله تفلحوا.

به همين سادگي؛ رسم رستگاري و راه فلاح و خوشبختي عرضه مي‌شود و حضرت حق لحظه لحظه و برهه برهه رموز تعالي را از زبان محمد آشكار مي‌كند.

و امروز يادآور همه آن نشانه‌هايي است كه از غار تا خانه خديجه بر محمد نازل مي‌شد و البته بر ما كه بشنويم آن نشانه‌ها را و بشناسيم.

+????? ??? ??سه شنبه هشتم مرداد 1387???? 11:7 AM ???? حجت |